تبليغاتX
علی اکبر عباسیان
 

     صبر می کنم تا برف های قله ی توچال، کمی آب شوند و راهی گشوده شود. صبر می کنم بهار مرهمی از پرستو بیاورد و آیینه و آواز را نوید دهد. صبر می کنم تا زخم های دوستی کمی (فقط کمی) التیام یابد.. و در زیارت دره ی تمشک و رو به روی چشمه ی ذوالجلال بگویم پس از روزهای شهریوری بر من چه گذشت. شاید خاک نجیب مرگ، بالشی صبور برای کابوس های من باشد..

+ نوشته شده در سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت توسط علی اکبر عباسیان |