به کوچه می پیچی / عطر یاس می شوی در مشام جوانی / دست هام در جست و جوی آینه و طومار / جیب هایم را سراسیمه می گردند / تو حرف نداری / و من هر روز به سیاه مشق نزدیک تر می شوم / در خطوط مایقرا / آن چه ممکن است خوانده شود / در پیچ کوچه ی دیدار..
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386ساعت توسط علی اکبر عباسیان
|